چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم...
این چند ماه برام زود گذشت و عجیب! ترجیح دادم این مدت چیزی ننویسم... چشام باز باشه و دهنم بسته...
آدم از ایران بلند شه بره یه کشور به نهایت سوسیالیستی. پر از رفاه و آرامش برای مردم
بعد بلند شده بره یه کشور به نهایت کاپیتالیستی. شیطونه بزرگ!!!!
بله جونم! اتریش بعد از سویس و سوید یکی از بهترین کشورهای اروپا ار نظر رفاه و امکانات شهری . زیبایی و حمل و نقل عمومی و امنیت هست. این دو تای آحری که واقعا دمشون گرم... خدایش از امنیت و حمل و نقل عمومی هیچی کم ندارن...
و اما آمریکا! هنوز برای گفتن راجع بهش زوده ولی فقط بگم خیلی فرق داره ... خیلی...
تا اینجاش که خدا رو شکر راضی ام... تا بعدش خدا چی می خواد و چی میشه... البته بگم شهریه دانشگاه هش کمر شکنه ها!!!!! فقط دکتر اینا می تونن از عهدش بر بیان!!!!!
kheili doostetoon daram va hamishe be yadetoon hastam
va behtarin ha ro baratoon arezoo mikonam.
سلام
5 تاراز در مورد من!!!
من زیاد در عمرم تصادف کردم!!دفعه اولی که تصادف کردم از کلاس زبان میومدم که گفتم برم یه ذره تو این اتوبان ها بگردم و خیابون ها رو یاد یگیرم که سر از مطهری در آوردم با ترافیک وحشتناک روز 5شنبه! یه دفعه یه پی کی جلوم زد رو ترمز و من از پشت بهش زدم یه ذره سپرش اومد پایین!!!! شب هم می خواستم با دوستام برم سینما فیلم تب تو سینما عصر جدید! ماشین هم می خواستم!!! بابام هم ماموریت بود… دور مامانم رو هم کامل خط کسیدم اگرنه شب ماشین بی ماشین! با راننده رفتیم تا دم مغازه های لوازم یدکی پی کی که سپرشو قیمت کنیم و من پولشو بهش نقدی بدم! اومدم زرنگ بازی در بیارم که یارو کلاه سرم نذاره گفتم باید حتما زنگ بزنیم نمایندگی قیمت کنیم که اونم از شانس من نمایندگی قیمنش گرونتر بود. حالا مگه راننده راضی میشد! می گفت نه حتما باید از نمایندگی خرید کرد! خلاصه منم تا خونه رفتم و پول یه سپر پی کی رو دو دستی تقدیم کردم تا طرف راضی بشه !!!
یکی از روزهای ماه تیر یا مرداد امسال با 3 تا دیگه از توتفرنگی های عزیز هوس ماشین سواری و خیابون گردی و بیشتر از همه هوس زرشک پلو با مرغ البته بدون روغن کرمانشاهی به سرمون زد که باعث شد ما 7 ساعت تو خیابون ها بگردیم! از رستوران تو سعادت آباد شروع شد و بعد از لابی هتل استقلال و پشملبا و کافه تی تایم به پارک طالقانی رسیدم که یه دفعه معلم دف اینجانب زنگ زد!!! من باز یادم رفته بود که امروز 2 شنبه هست و من کلاس دف دارم! بماند که چند بار دیکه هم برای مصاحبه های پروژه آی سی تی کلاس دف رویادم رفته بود… این دفعه دیگه معلمم شاکی میشد!!! ما هم حالا وسط پارک… از این ور صدای اتوبان حقانی میاد… از اونور صدای ورزش کردن این فوتبالیست ها (صدای پچ پچ های عاشقونه اونجا نمیومد!!!!) با مشورت با بقیه توت فرنگی ها بهترین چیزی که به مغزم رسید این بود که بگم تصادف کردم … داشتم از پارک بیرون میومدم… اونم با یه 206 نقره ای…!!!! بنده خدا کلی هم نگران شد… جالب تر این بود که هفته بعد هیچ کدوم از جزئیاتی که خودم براش گفته بودم رو یادم نبود! قبل از کلاس داشتم با خودم اونا رو دوره می کردم!و دیگه هم روز کلاسم رو انداختم 4 شنبه تا شاید یادم بمونه!!!! با عرض معذرت از معلمم!!!
من خیلی ترسو هستم! از تاریکی… هرگونه حیوونی از مورچه بگیرتا گودزیلا می ترسم! از ارتفاع… حتی از آدم ها!!
بابت پیتزای گود بای پارتی خودم کلی شاکی هستم!!! هنوزم!!! دلم از این میسوزه که رفتم یک عالمه پول بیشتر دادم که کیفیت غذاش خوب باشه و چقدر هم مته به خشخاش گذاشتم وسواس که دوستام هستن و این حرف ها… که اینم … میگن موش میوفته تو غذای آدم وسواسی!!!!! خلاصه کلی شرمنده! روز بعدش زنگ زدم به آقاهه یک عالمه سرش غر زدم!!!
من حتی یک خط هم نمی تونم برنامه نویسی کنم!!!! وای متنفرم از این کار!!!! البته آدم هایی که برنامه نویسی بلدن خیلی دوست دارم اگر مشق های منم بنویسن!!!! پروژه شبیه سازی هم اوت سورس کردم به یکی از بچه های کامپیوتری!! 30000 هزار تومن هم پولشو دادم!!!!
من از دخترهایی که خیلی ناز و عشوه و ادا اطوار دارن و خیلی سوسلن بدم میاد در حدی که ممکنه با اولین چیزی که دم دستم می رسه بزنم تو سرشون!!!! نظر شما چیه؟!!!
اینم چند تا راز یا بعضی هاش هم نصفه نیمه راز در مورد من!
آذین رو دعوت کردم که زودتر از خودم آپ کرد! دیگه…
فاطمه. حامد شافعیان. چون بهزاد و دکتر هنوز آپ نکردن اونا هم دوباره دعوتن!
salam,
khob az onjayi ke in modat xmas boode va hame ja tatil man be internet dastrasi nadashtam!!!!
vali fekr mikonam hatman dar in mored up mikonam....
